×
خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۲۴ - مطلع چهارم
صبح هزار عید وجود است جوهرش
خضر است رایتش، ملک الموت خنجرش
اقلیم بخش و تاج ستان ملوک عصر
شاهی که عید عصر ملوک است مخبرش
نی نی به بزم عید و به روز وغاش هست
[...]
۴۱ بیت
خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۰۲ - مطلع سوم
مهر است یا زرین صدف خرچنگ را یار آمده
خرچنگ ناپروا ز تف، پروانهٔ نار آمده
بیمار بوده جرم خور سرطانش داده زور و فر
معجون سرطانی نگر داروی بیمار آمده
آن کعبهٔ محرم نشان، وان زمزم آتش فشان
[...]
۴۱ بیت