گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷ - در مباهات و نکوهش حسودان

 

نیست اقلیم سخن را بهتر از من پادشا

در جهان، ملک سخن‌راندن مسلّم شد مرا

مریم بکر معانی را منم روح القدس

عالم ذکر معالی را منم، فرمان‌روا

شه‌ طًغان عقل را نایب منم، نعم الوکیل

[...]

۲۸ بیت
خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۱ - در مدح فخر الدین ابوالفتح منوچهر شروان‌شاه

 

صبح‌دم آب خضر نوش از لب جام گوهری

کز ظلمات بحر جست آینهٔ سکندری

شاهد طارم فلک رست ز دیو هفت سر

ریخت به هر دریچه‌ای آقچه زر شش سری

غالیه‌سای آسمان سود بر آتشین صدف

[...]

۲۸ بیت
خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۹ - در مرثیهٔ وحید الدین شروانی

 

جان سگ دارم به سختی ورنه سگ‌جان بودمی

از فغان زار چون سگ هم فرو ناسودمی

ورنه جانم آهنین بودی به آه آتشین

دیده چون پالونهٔ آهن فرو پالودمی

آه جان فرسا اگر در سینه نشکستی مرا

[...]

۲۸ بیت
خاقانی