گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۳ - در شکایت از روزگار و مردم

 

به درد دلم کاشنائی نبینم

هم از درد، دل را دوایی نبینم

چو تب خال کو تب برد درد دل را

به از درد تسکین فزایی نبینم

شوم هم در انده گریزم ز انده

[...]

۲۷ بیت
خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۵ - در مرثیهٔ قدوة الحکماء کافی‌الدین عم خویش

 

خرمی در جوهر عالم نخواهی یافتن

مردمی در گوهر آدم نخواهی یافتن

روی در دیوار عزلت کن، در هم دم مزن

کاندرین غم‌خانه کس همدم نخواهی یافتن

تا درون چار طاق خیمهٔ پیروزه‌ای

[...]

۲۷ بیت
خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۸۷ - در عزلت و فقر و قناعت و تجرید

 

در ساحت زمانه ز راحت نشان مخواه

ترکیب عافیت ز مزاج جهان مخواه

در داغ دل بسوز و ز مرهم اثر مجوی

با خویشتن بساز و ز هم‌دم نشان مخواه

اندر قمارخانهٔ چرخ و رباط دهر

[...]

۲۷ بیت
خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۸۶ - بالبدیهه در مدح ابوالهیجا خاقان اکبر منوچهر بن فریدون شروان شاه

 

سلاطین نژادا خلیفه پناها

توئی مملکت بخش و اسلام پرور

از آن گشت شروان سمرقند اعظم

که گردون تو را خواند خاقان اکبر

اثیر است و اخضر به بزم تو امشب

[...]

۲۷ بیت
خاقانی