گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱

 

به دو میگون لب و پسته دهنت

به سه بوس خوش و فندق‌شکنت

به زره‌پوش قد تیروَشت

به کمان‌کش مژهٔ تیغ‌زنت

به حریر تن و دیبای رخت

[...]

۱۸ بیت
خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۸ - ایضا در مرثیهٔ خانوادهٔ خود

 

راز دلم جور روزگار برافکند

پردهٔ صبرم فراق یار برافکند

این همه زنگار غم بر آینهٔ دل

فرقت آن یار غم‌گسار برافکند

خانهٔ بام آسمان که سینهٔ من بود

[...]

۱۸ بیت
خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۰۱ - مطلع دوم

 

در آبگون قفس بین طاووس آتشین پر

کز پر گشادن او آفاق بست زیور

نیرنگ زد زمین شبه فلک به جلوه

پرگار زد هوا را قوس قزح به شه پر

عکسی ز پای و پرش زد بر زمین ز گردون

[...]

۱۸ بیت
خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۰۵ - قصیده

 

در جهان کس نیست اندوه جهان کس مخور

کوس عزلت زن دوال رایگان کس مخور

دامن اندر چین، بساط احتشام کس مبین

گردن اندر کش، قفای امتحان کس مخور

آنکه کس دیدی کنون مقلوب کس شد هان و هان

[...]

۱۸ بیت
خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۰۳ - این قطعه را در واقعهٔ حبس خویش گفته

 

بهشت صدرا تا دولت تو در دربست

بر آستان تو درهای آسمان بگشاد

قریشی هدی از رایت تو کرد شرف

یمانی ظفر از تیغ تو گرفت نژاد

به بارگاه تو دامن کشان رسید انصاف

[...]

۱۸ بیت
خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۹۹

 

آبم ببرد بخت، بس ای خفته بخت بخ

نانم نداد چرخ، زهی سفله چرخ زه

در خواب رفته بختم و بیدار مانده چشم

لا الطرف لی ینام ولاالجد ینتبه

چون ماه چار هفته شد ستم به هفت حال

[...]

۱۸ بیت
خاقانی