گنجور

وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۳۹ - پاسخ دادن شیرین فرهاد را

 

چو از فرهاد، شیرین قصه بشنید

ز زیر لب به سان غنچه خندید

که حالی یافتم ، داری چه اندوه

که از دست تو می‌نالد دل کوه

ز دستت بیستون آمد به فریاد

[...]

۷۰ بیت
وحشی بافقی