گنجور

شمارهٔ ۷۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » مثنویات
 

عاشق سر‌مست با جانانه‌ ای

همنشین بودند در یک خانه‌ ای

نازکی باریک بینی خوش لقا

حلقه ‌ای زد بر در خلوتسرا

گفت عاشق کیست بر در وقت شام

گفت هستم بنده باریکک به نام

گفت اگر موئی نگنجی در میان

جان و جانانست و جانانست و جان

او نمی‌ گنجد که می‌ گوئیم او

او نمی‌ گنجد چه جای ما و تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام