گنجور

شمارهٔ ۳۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » مثنویات
 

ابتدا کردم به نام آن یکی

در وجود آن یکی نبود شکی

یک وجود است و صفاتش بی شمار

آن یکی در هر یکی خوش می شمار

چشم احول گر دو بیند تو مبین

تو یکی می بین چو احول دو مبین

گر هزار آئینه دیدم ور یکی

آن یکی را دیده ام در هر یکی

علم او آئینهٔ ذات وی است

آئینه خود غیر ذات او کی است

او تجلی کرده خوش در آینه

می نماید آن یکی هر آینه

روی او بنگر به نور روی او

تا چو آئینه نماید روبرو

نوش کن جام حبابی پر ز آب

تا خبر یابی ز جام و از شراب

ما درین دریا به هر سو می رویم

آبرو داریم و نیکو می رویم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام