گنجور

قطعهٔ شمارهٔ ۳۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » قطعات
 

بنه رو بر در میخانهٔ او

توجه خود به آنجا می توان کرد

مرا گوئی به جانان جان توان داد

نکو کاریست جانا می توان کرد

حباب از چشمهٔ آبی چه جوئی

شنا در آب دریا می توان کرد

دو عالم را فدای آن یکی کن

به لطف خویش یکتا می توان کرد

در آ در حلقهٔ رندان سرمست

که مستان را تماشا می توان کرد

نظر از چشم نابینا چه جوئی

نظر از چشم بینا می توان کرد

خراباتست و ما مست و خرابیم

حریفی جو چه با ما می توان کرد

طلسم گنج بر هم می توان زد

چنان اسرار پیدا می توان کرد

چو سید نعمت الله رند مستی

درین میخانه مأوا می توان کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام