گنجور

غزل شمارهٔ ۹۲۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

دل به دلبر گذار و خوش می باش

جان به جانان سپار و خوش می باش

نقش رویش که نور چشم من است

بنظر می نگار و خوش می باش

باش با جام می دمی همدم

نفسی خوش بر آر و خوش می باش

هر چه داری همه امانت اوست

جمله با او سپار و خوش می باش

چو همه اوست غیر او خود نیست

همه را دوست دار و خوش می باش

تنگهٔ زر یکی و تنگه بسی

تنگ ها زر شمار و خوش می باش

یار جانی نعمت الله شو

باش با یار ، یار و خوش می باش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام