گنجور

غزل شمارهٔ ۹۱۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

خوش دری بر روی ما بگشاد باز

آفتابی در قمر بنمود باز

جام و پیمانه به ما بخشید او

می به پیمانه به ما پیمود باز

مخزن اسرار را در باز کرد

گنجها ایثار ما فرمود باز

آفتاب حسن او چون رو نمود

مه ز نور روی او افزود باز

دیر آمد خود بر ما زود رفت

گفتمش جانا مرو نشنود باز

عقل شهبازیست خوش پرواز کرد

در هوای عاشقی فرسود باز

نعمت الله را به ما انعام کرد

عالمی از نعمتش آسود باز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام