گنجور

غزل شمارهٔ ۹۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

در محیط عشق ما گوهر طلب

هفت دریا را نجو دیگر طلب

عود دل در مجمر سینه بسوز

آنچنان عودی در این مجمر طلب

وصل آن محبوب بی همتای ما

گر طلب داری از این خوشتر طلب

جان باقی یابی از جانان خود

گر فنا گردی چو یاران در طلب

این سر تو چون کلاه آن سراست

سر بنه در پای او آن سر طلب

جان چو جوئی حضرت جانان بجو

دل رها کن خدمت دلبر طلب

هر کجا جام میئی یابی بنوش

نعمت الله را در آن ساغر طلب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام