گنجور

غزل شمارهٔ ۸۹۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ساقی بیار جام می و دست ما بگیر

افتاده ایم بهر خدا دست ما بگیر

مائیم و آب دیده و خاک درت مدام

بگذر روان تو از سر ما دست ما بگیر

از ما مکن کناره که مائیم در میان

با ما جفا مجو به وفا دست ما بگیر

ما پشت دست بر همه عالم فشانده ایم

آورده ایم رو به شما دست ما بگیر

لطفت به بینوا نظری می کند مدام

مائیم بینوا به نوا دست ما بگیر

دست نیاز سوی تو آورده ایم باز

ما را رها مکن صنما دست ما بگیر

چون دست گیر جمله افتاده ها توئی

برخیز و سیدانه بیا دست ما بگیر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام