گنجور

غزل شمارهٔ ۸۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

همت از درویش صاحب دل طلب

خدمت درویش کن حاصل طلب

درد هجران از دل درویش جو

راحت ار می جویی از واصل طلب

گوهر ار خواهی درآ در بحر ما

ور نمی خواهی برو ساحل طلب

حضرت جانانه را از جان بجو

خدمت دلدار خود در دل طلب

مشکلت حل وا شود گر طالبی

هم ز طالب حل این مشکل طلب

در ره عشقش قدم مردانه نه

رهبری صاحبدلی کامل طلب

قابل کامل اگر آری به دست

نعمت الله را از آن قابل طلب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام