گنجور

غزل شمارهٔ ۸۵۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

آمد خیال غیر چو خوابیم در نظر

بنمود کاینات سرابیم در نظر

کردند جلوه صورت و معنی به یکدیگر

چون شاهدان حور نقابیم در نظر

چون رند و لاابالی و سرمست و عاشقیم

عالم نموده جام شرابیم در نظر

چشمم به نور دیدن رویش منور است

شکرت که نیست هیچ حجابیم در نظر

هرگز نخورده ایم می دوستی غیر

گرچه مدام مست و خرابیم در نظر

آن دم که تشنه بودم و آبم نبود بود

بحر محیط قطرهٔ آبیم در نظر

بر لوح دل نوشته ام اسرار سیدم

باشد مدام همچو کتابیم در نظر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام