گنجور

غزل شمارهٔ ۸۴۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

نیست شو تا هست گردی ای پسر

ور نگردی پست گردی ای پسر

غیرت ار داری ز غیرش درگذر

حیف اگر پابست گردی ای پسر

دست دستان زیر دست خود کنی

گرچه نو زان دست گردی ای پسر

خوش در آ در بحر بی پایان ما

تا به ما پیوست گردی ای پسر

عاشقی بگذاشتی دیوانه ای

گرد عقل پست گردی ای پسر

زاهد مخمور باری هیچ نیست

می بخور تا مست گردی ای پسر

در طریق سید سرمست ما

نیست شو تا هست گردی ای پسر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام