گنجور

غزل شمارهٔ ۸۳۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

یافتم از نور تو تابی دگر

دیدم از مهر تو مهتابی دگر

جز در خلوتسرای عشق تو

نیست عشاق تو را بابی دگر

دیگران از آب و گل باشند و ما

از گل عشقیم و از آبی دگر

آنکه جان ما خیال روی اوست

دیده ام بیدار و در خوابی دگر

ما محبان حبیب عاشقیم

تو محب حب احبابی دگر

بی سبب ما با مسبب همدمیم

ای مسبب بنگر اسبابی دگر

سیدم در صحبت صاحبدلان

محرم یاران و اصحابی دگر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام