گنجور

غزل شمارهٔ ۷۸۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

خاکساران که گو به پاکردند

کی توانند گرد ما گردند

عاشقانی که عشق می بازند

پیش معشوق جان فدا کردند

می خمخانهٔ حدوث و قدم

باده نوشان به جرعه ای خوردند

دُرد دردش به دست رندان ده

نه به آن زاهدان که بی دردند

گر صدند ار هزار اهل کمال

عاشقانه به عشق او فردند

زندگانی که کشتهٔ عشقند

نزد مردان مرد ما مردند

کرم حضرت خدا و رسول

نعمت الله به ذوق پروردند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام