گنجور

غزل شمارهٔ ۷۰۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

عالم چو مثالی است که در آب نماید

یا نقش خیالی است که در خواب نماید

یا ظل وجودی است که موجود به جود است

همسایه در این سایه به اصحاب نماید

هر ذره ز خورشید جمالش که نموده

نوری است که در صورت مهتاب نماید

خوش جام حبابی است که پر آب حیاتست

از غایت لطف است که آن آب نماید

یک نقطهٔ اصلی است کتبخانه و فرعش

حرفی است که صد فصل ز هر باب نماید

ذات است و صفات است که محبوب و محبند

این هر دو محبانه به احباب نماید

در آینهٔ روشن سید نظری کن

تا نور ظهورش به تو از باب نماید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام