گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

حسن او بر چشم ما پیدا که کرد

در سر ما این چنین سودا که کرد

خانهٔ دل مدتی تاریک بود

این زمان روشنتر از صحرا که کرد

این عجب بین قطره ای دریا شده

غیر ما قطره دگر دریا که کرد

گر نه عشقش عیسی وقت من است

چشم نابینای ما بینا که کرد

ساقی سرمست ما را جام داد

این چنین ما را جز او سودا که کرد

راز مستان پیش هشیاران که گفت

سر ما با زاهدان پیدا که کرد

نعمت الله داد ما را بوسه ای

غیر او انعام خود با ما که کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام