گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ساز عشقش نوای دل سازد

دُرد دردش دوای دل سازد

لطف سازنده بین که بر سازش

هر چه سازد برای دل سازد

به خدا کار دل رها کردیم

کار دل هم خدای دل سازد

آتش عشق جان ما را سوخت

سوختگان را هوای دل سازد

دل مقامی خوشست از آن دلدار

جای خود در سرای دل سازد

دل صاحبدلی به دست آور

تا تو را آشنای دل سازد

نعمت الله می نوازد ساز

بشنو کز نوای دل سازد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام