گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

همه عالم خیال او باشد

در خیال آن جمال او باشد

هر خیالی که نقش می بندم

نظرم بر کمال او باشد

در همه آینه چو می نگرم

صورت بی مثال او باشد

جنت هر کسی سزای ویست

جنت ما وصال او باشد

مالک لم یزل خداوند است

ابداً لایزال او باشد

همه را رو به اوست از همه رو

همه را خود مأل او باشد

کفر و ایمان به نزد اهل دلان

از جمال و جلال او باشد

موج و بحر و حباب ما بنگر

همه آب زلال او باشد

گفتهٔ سیدم به جان بشنو

زانکه سحر حلال او باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام