گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

چشم ما روشن به نور او بود

این چنین چشم خوشی نیکو بود

روبروی خویش بنشیند چو ماه

آئینه گر ساده و یک‌رو بود

دل به دریا رفت و ماه در پیش

حال دریا عاقبت تا چو شود

عشق سرمست او می‌نوشد مدام

عقل مخمور و بگفت و گو بود

هر که باشد بندهٔ سلطان ما

بر در او پادشه انجو بود

از ازل یاری که دارد دولتی

تا ابد دایم به جست و جو بود

نعمت‌الله میر سرمستان ما است

میر میران نزد او میرو بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کریم نوشته:

با سلام
چه خوب بود در کنار این همه تلاش و زحمت ، یک مرحله تصحیح فنّی هم روی اشعار، انجام می شد. مواردی که داخل پرانتز قرار گرفته، باید تصحیح شود :

(آینه) گر ساده و یک رو یود

دل به دریا رفت و ماه (اندر) پِیَش

حال دریا عاقبت تا چو (بود)

عشق سرمست (است و) می نوشد مدام

تا ابد (دائم) به جست و جو بود

باتشکر

کانال رسمی گنجور در تلگرام