گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

در نظر عالم چو جامی پر می است

جام من بی خدمت ساقی کی است

چشم ما روشن شده از نور او

هرچه ما را در نظر آید وی است

عالمی از جود او دارد وجود

بی وجودش ما سوی الله لاشی است

صوت نائی می رسد ما را به گوش

دیگران گویند آواز وی است

نوش کن آب حیات معرفت

تا بدانی زنده دل از وی حی است

جام را بگذار و خم می بجو

همت عالی بر آن خم می است

آفتابست او و سید سایه اش

هر کجا او می رود او در پی است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام