گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

هرچه بینی جمله آیات وی است

علم او آئینهٔ ذات وی است

ساقی ما می به ما بخشد مدام

ذره و خورشید جامات وی است

نور چشم ما نماید او به او

عین او باشد که مرآت وی است

چیست عالم سایه بان پادشاه

جزو و کل مجموع رایات وی است

عشق او رخ می نهد فرزین برد

عقل شطرنج از شه مات وی است

خوش خیالی نقش می بندیم ما

در نظر ما را خیالات وی است

عقل اگر گوید خلاف عاشقان

قول او مشنو که طامات وی است

عارفی گردم ز غایت می زنم

راست می گوید که غایات وی است

نعمت الله پادشاهی می کند

در همه عالم ولایات وی است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام