گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

میخانهٔ دل طرب سرائیست

خوش بارگهی و خوب جائیست

گویند سرخوشیست در وی

هر دم او را ز نو نوائیست

آراسته اند خلوت دل

گویا که سرای پادشاهیست

می در قدح است و عشق در دل

آبی است لطیف خوش هوائیست

دل جام جهان نمای عشق است

یا رب که چه شخص خودنمائیست

هر چیز که دیده دید دل خواست

مشکل حالی عجب بلائیست

جانم به فدای نعمت الله

کز صحبت او مرا صفائیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام