گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

جان ما بندهٔ محبت اوست

زندگی در حضور حضرت اوست

نور خلوتسرای دیدهٔ ما

پرتوی از شعاع طلعت اوست

کشتهٔ تیغ عشق شد دل ما

دل مسکین رهین منت اوست

میر مستان خلوت عشقم

این سعادت مرا ز دولت اوست

دور گردید ساقیا جامی

جان ما را بده که نوبت اوست

ما از او غیر او نمی خواهیم

طلب هر کسی به همت اوست

سید ما که نعمة الله است

عاشق رند مست حضرت اوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام