گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

یاری که ز ملک آشنائی است

داند که قماش ما کجائی است

زاهد بر مست اگر کند میل

آن میل به نزد ما هوائی است

سلطانی این جهان فانی

با همت عارفان گدائی است

عاشق ز بلا اگر گریزد

در مذهب عشق بی وفائی است

مائیم و نوای بی نوائی

ما را چو نوا ز بی نوائی است

گفتیم که غرق بحر عشقیم

این مائی ما ز خودنمائی است

مستیم و حریف نعمة الله

این نیز عنایت خدائی است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام