گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۵۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ای عشق بیا که خوش بلائی

ای درد مرو مرا دوائی

زاهد تو برو به کار خود باش

ساقی تو بیا که جان مائی

ای عقل تو زاهدی و ما رند

با هم نکنیم آشنائی

مستیم و خراب و لاابالی

ای شاهد سرخوشان کجائی

در آینهٔ وجود سید

دیدیم تجلی خدائی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام