گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۲۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

هر مرده که شد به جام می حی

باشد جاوید زنده از وی

ساقی قدحی شراب پر کن

از بهر خدا بده پیاپی

گوئی که ز باده توبه کردی

ای مونس جان عاشقان کی

ای عشق بیا که جان مائی

ای عقل برو ز بزم ماهی

مستیم و خراب لاابالی

ساغر بر دست و گوش برنی

رندانه حریف مست عشقیم

سجادهٔ زهد کرده ام طی

در مجلس عشق نعمت الله

جامیست جهان نما پر از می

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام