گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۹۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

در پی عشق روان شو که به جائی برسی

دُردی درد بخور تا به دوائی برسی

به سر کوی محبت به صفا باید رفت

باشد آنجا به فقائی به صفائی برسی

می و میخانهٔ ما آب و هوای دگر است

خوش بود گر به چنین آب و هوائی برسی

نرسی در حرم کعبهٔ مقصود به خود

همرهی جو که در این راه به جائی برسی

بینوائی چه کنی برگ و نوائی به کف آر

نعمت الله بطلب تا به نوائی برسی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام