گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۱۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ما نقش خیال تو نگاریم به دیده

در دیدهٔ ما بین که توان دید به دیده

نوریست که در دیدهٔ ما روی نموده

روشنتر از این دیدهٔ ما دیده که دیده

در دیدهٔ اهل نظر آن لعبت خندان

بگرفته خوشی گوشه و جائی بگزیده

یک نقطه محیط است که در دور درآمد

این دایره خطیست از آن نقطه کشیده

در آینهٔ خلق نظر کردم و دیدم

عینیست عیان گشته به اخلاق حمیده

هر ذره که که بینی به تو خورشید نماید

آن ذره رسولیست که از غیب رسیده

ذوقی است در این گفتهٔ سید که چه گویم

خود خوشتر از این قول که گفته که شنیده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام