گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۹۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

همچو ما کیست در جهان تشنه

بحر جودیم و همچنان تشنه

عین آب حیات چشمهٔ ماست

چشمه در چشم ما به جان تشنه

می رود آب چشم ما هر سو

ما به هر سو شده روان تشنه

خوش کناری پرآب و دیدهٔ ماست

ما فتاده در این میان تشنه

همه عالم گرفته آب زلال

حیف باشد که تشنگان تشنه

آب دریا و تشنه مستسقی

می خورد آب ناتوان تشنه

سخن سید است آب حیات

خضر وقت امان به آن تشنه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام