گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۹۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

عقل در کوی عشق سرگشته

چون گدائیست در به در گشته

خبری یافته ز میخانه

زان خبر مست و بی خبر گشته

دیده نقش خیال او دیده

آب از آن روش در نظر گشته

همچو پرگار گرد نقطهٔ دل

سالها جان ما به سر گشته

از می و جام با خبر باشد

هر که چون ما به بحر و بر گشته

ساغر می مدام می نوشتم

لاجرم حال ما دگر گشته

هر که گشته غلام سید ما

در همه جای معتبر گشته

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام