گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۸۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ای دل به درخانهٔ جانانه گذر کن

مستانه در آن کوچهٔ میخانه گذر کن

هشیار صفت بر سر کویش مرو ای دل

رندانه مجرد شو و مستانه گذر کن

با صورت جان مهر معانی نتوان یافت

چون سایه شو و بر در آن خانه گذر کن

جان ساز تو پروانهٔ آن شمع جمالش

مستانه بر آن شمع چو پروانه گذر کن

چون مردمک دیدهٔ ما گوشه نشین شو

بی منت کاشانه ز کاشانه گذر کن

ریش دل ما مرهم و افسون بپذیرد

ای ناصح ازین گفتن افسانه گذر کن

سید تو اگر طالب دردانهٔ عشقی

دریا شو و از قطرهٔ دردانه گذر کن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام