گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۶۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

خوش بیا با ما درین دریا نشین

آبرو می بایدت با ما نشین

مجلس عشق است و ما مست و خراب

عاشقانه خوش بیا اینجا نشین

خانهٔ دل خلوت خالی اوست

جاودان در جنت المأوی نشین

از بلا چون کار ما بالا گرفت

گر بلائی یافتی بالا نشین

این و آن بگذار برخیز از همه

همچو ما با یار بی همتا نشین

جمله اشیا مصحف آیات اوست

شرح اسما خوان و با اسما نشین

در خرابات مغان سید بجو

سر بنه در پای خم از پا نشین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام