گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۶۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ذوق ما داری بیا با ما نشین

عاشقانه خوش درین دریا نشین

چست برخیز از سر هر دو جهان

بر در یکتای بی همتا نشین

چشم ما روشن به نور روی اوست

خوش بیا بر دیدهٔ بینا نشین

سر بنه در پای خم رندانه وار

در خرابات فنا بالا نشین

گرد نقطه مدتی کردی طواف

دایره گر شد تمام از پانشین

گر نیابی همدمی و محرمی

همنشین خود شود تنها نشین

مجلس عشق است و ما مست و خراب

نعمت الله بایدت با ما نشین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام