گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۴۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ای به روی تو دیده ها روشن

ای به نور تو جان ما روشن

به کمالت زبانها گویا

به جمال تو چشمها روشن

نور چشم منی از آن شب و روز

من به تو دیده ام تو را روشن

مردم دیده تا به خود بیناست

در همه دیده ام خدا روشن

مهر تو آفتاب جان و دل است

من چو ذره در آن هوا روشن

عشق تو شمع خلوت جان است

دل پروانه زان ضیا روشن

صورت روی خوب سید ماست

نور معنی والضحی روشن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام