گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۱۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ما اناالحق از وجود حق مطلق می زنیم

از وجود حق مطلق ما اناالحق می زنیم

ماه گردون را به تیغ معجز انگشت عشق

همچو جد خویشتن بی خویشتن شق می زنیم

ما و حق گفتن معاذ الله چو ما بی ما شدیم

از حق ای یاران قفا بر فرق احمق می زنیم

چون کلام اوست هر قولی که می گویند خلق

لاحرم صدیق وار از صدق صدّق می زنیم

شیشهٔ تقوی دگر بر سنگ قلاشی زدیم

در خرابات مغان جام مروق می زنیم

نعمت الله از وجود خود چو فانی شد بگفت

ما اناالحق از وجود حق مطلق می زنیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام