گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۱۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

غم مخور یارا که غمخوارت منم

این جهان و آن جهان یارت منم

بر سر بازار ملک کائنات

اول و آخر خریدارت منم

رو به داروخانه و درد من آر

چون شفای جان بیمارت منم

گر به دوزخ می کشندت خوش برو

چون که در آتش نگهدارت منم

ور به جنت می روی بی ما مرو

چون فروغ باغ و گلزارت منم

یک دو روزی هر کجا خواهی برو

بازگشت آخر کارت منم

هاتفی از غیب می داد این ندا

نعمت اللها طلبکارت منم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام