گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۸۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

گدای عشقم و سلطان عالم

غلام خاتم و خاقان عالم

مرید یارم و پیر خرابات

ندیم دردم و درمان عالم

جهان جسم است و من جان جهانم

چه جای جان ، منم جانان عالم

خراباتست و من مست خرابم

حریف ساقی رندان عالم

ندارم با سوی الله هیچ میلی

به جان جملهٔ مردان عالم

جمال بی مثال او عیان است

نظر فرما تو در اعیان عالم

بیا از نعمت الله جو نوائی

چو می جوئی نوا از خان عالم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام