گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۶۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

بنمود جمالی به کمالی که چه گویم

حسنی و چه حسنی و جمالی که چه گویم

بنوشته خطی بر ورق روی چو ماهش

هر حرفی از آن خط به مثالی که چه گویم

بر دیدهٔ ما نقش خیالش گذری کرد

نقشی که چه پرسی و خیالی که چه گویم

ما ساقی سرمست خرابات جهانیم

در ساغر ما آب زلالی که چه گویم

بزمیست ملوکانه که شرحش نتوان کرد

ذوقیست در این مجلس و حالی که چه گویم

مائیم و خلیل الله ، کنجی و حضوری

خوش عمر عزیزی و وصالی که چه گویم

در بندگی سید و در صحبت ایشان

داریم جمالی و جلالی که چه گویم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام