گنجور

شمارهٔ ۱۹

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص)
 

چو دلبرم سر درج مقال بگشاید

ز پستهٔ شکرافشان زلال بگشاید

چو مرده زنده شوم گر به خنده آب حیوة

از آن دو شکر شیرین مقال بگشاید

چو غنچه گل علم خویش در نوردد زود

چو لاله گر رخ او چتر آل بگشاید

سپید مهرهٔ روز و سیاه دانهٔ شب

مه من ار خوهد از عقد سال بگشاید

به روز نبود حاجت چو پردهٔ شب، زلف

ز روی آن مه ابرو هلال بگشاید

پرآب نغمهٔ تردست او ز رود و رباب

هزار چشمه به یک گوشمال بگشاید

عقیق بارد چشمم چو لعل‌گون پرده

ز پیش لؤلؤی پروین مثال بگشاید

بیاد دوست دل تنگ همچو غنچهٔ ماست

چو جیب گل که به باد شمال بگشاید

به پای شوق کنم رقص و سر بیفشانم

چو دست وجد گریبان حال بگشاید

به چشم روح ببینم جلال او چو مرا

دل از مشاهدهٔ آن جمال بگشاید

حدیث جادویی سامری حرام شناس

به غمزه چون در سحر حلال بگشاید

به مدح دایرهٔ روی او اگر نقطه است

عجب مدان که دهان همچو دال بگشاید ...

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام