گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

مه نکویی ز روی او دارد

شب سیاهی ز موی او دارد

خود بدین چشم چون توان دیدن

آنچه از حسن روی او دارد

از سر کوی او به کعبه مرو

کعبه خانه به کوی او دارد

گل به بستان جمال ازو گیرد

مشک در نافه بوی او دارد

نه تو تنهاش آرزومندی

هر چه هست آرزوی او دارد

ذره گر در هوا کند حرکت

هوس جست و جوی او دارد

نالهٔ بلبل از پی گل نیست

روز و شب گفت و گوی او دارد

من به جان مایلم بدان عاشق

که دلش میل سوی او دارد

سیف از گریه خاک را تر کرد

آبها سر به جوی او دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام