گنجور

شمارهٔ ۱۱۳

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

ز تو ای چرخ نیلی رنگ دارم

هزاران سان عنا و درد جامع

نه تنها از تو بل کز هر چه جز تست

به من بر هست همچون سیف قاطع

مرا زان مرد نشناسی تو زنهار

که گردم از تو اندر راه راجع

طمع چون بگسلم از خلق از تو

مرا خوا یار باش و خوا منازع

چو بی‌طمعی و آزادی گزیدم

دلم بیزار گشت از حرص و قانع

بر آزادمردان و کریمان

گرانتر نیست کس از مرد طامع

ازین یاران چون ماران باطن

خلاف یکدگر همچون طبایع

بسان نسر طایر راست باشد

به پیش و پس بسان نسر واقع

عدو بسیار کس کو هر کسی را

نماند حقتعالی هیچ ضایع

چو عیسی را عدو بسیار شد زود

ببرد ایزد ورا در چرخ رابع

خسیسان را چرا اکرام کردیم

بخیلان را چرا کردیم صانع

همیشه خاک بر فرق کسی باد

که نشناسد بدی را از بدایع

حذر کن ای سنایی تو از اینها

ترا باری ندانم چیست مانع

ببر زین ناکسان و دیگران گیر

«کثیرالناس ارض الله واسع»

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام