گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۸

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای دو زلفت دراز و بالا هم

وی دو لعلت نهان و پیدا هم

شوخ تنها که خواند چشم ترا

چشم تو شوخ هست و رعنا هم

بستهٔ تو هزار نادان هست

چه عجب صدهزار دانا هم

بستهٔ تست طبع ناگویا

من چه گویم زبان گویا هم

در دریا غلام خندهٔ تست

ای شکر لب چه در ثریا هم

کوه آتش همیشه همره تست

کوه آتش مگو که دریا هم

از قرینان نکوتری چون ماه

نه که چون آفتاب تنها هم

چند گویی سنایی آن منست

با همه کس پلاس و با ما هم؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام