گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۸

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای ز ما سیر آمده بدرود باش

ما نه خشنودیم تو خشنود باش

کشته ما را گر فراقت ای صنم

تو به خون کشتگان ماخوذ باش

غرقه در دریای هجران توام

دلبرا دریاب ما را زود باش

هجر تو بر ما زیانی‌ها نمود

تو به وصلت دیگران را سود باش

در فراقت کار ما از دست شد

گر نگیری دست ما بدرود باش

ای سنایی در شبستان غمش

گر چه همچون نار بودی دود باش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پرویز شاه محمدی نوشته:

با عرض درود بر شما ؛
در بیت دوم مصراع دوم فکر کنم قافیه مشکل دارد ؛
(تو به خون کشتگان ماخوذ باش)
فکر نکنم ماخوذ با خوشنود , سود , زود متحد الوزن باشد.
سبز و شادمان باشید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام