گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد شاهرخ نوشته:

در بعضی از نسخ اینچنین آمده
مخمور در میان رندان نشستن است

مجید ضیائی نوشته:

البته تا آنجا که من میدانم این تک بیت نیست بلکه دوبتی است:
کفاره شراب خوری های بی حساب
هشیار در میانه مستان نشستن است
غافل مشو ز مرگ که در پیش اهل راز
موی سفید رشته به انگشت بستن است

کیدخت کیانپور نوشته:

من در فهم این ذو بیتی اشکال دارم. کفاره به معنی جریمه است. پس اگر برای بذد مستی فاره باید داد. و کفاره اش قاعدتا باید مستانه میانه رندان باشد مستی ینعی عقل قذرت تصمیم درست گرفتن نداشته باش. وقتی مستی چگونه هشیار میان مستان می توان نشست؟

شمس الحق نوشته:

ایگونه نیز شنیده ام :
کفاره شراب خوری های بی حساب / مخمور بر در میخانه خفتن است

آریو ناصریان نوشته:

معنای بیت اینه که وقتی شراب زیاد نوشیدی و عادت کردی دیگه با میزانی که بقیه مست میشن و جمع مستان تشکیل میدن مست نمیشی و همچنان هشیار خواهی بود!

مرتضی خانی نوشته:

بیت دوم .. خمار در جمع مستان نشستن است

ناشناس نوشته:

آقای شمس الحق
لطفاً بفرمایید این بیت را کجا دیده اید
مخمور بر در میخانه خفتن است
در بعضی جاها دیدم
مخمور در میانه میدان فتادن است
با درود

مجتبی نوشته:

بی شک هوشیار است
چرا که مستی بی حساب کتاب کفاره اش
هوشیاری های بی موقع است

س. ب نوشته:

این بیت تقریبا به صورت ضرب المثل رایج شده و زمانی استفاده میشود که شخصی بر اثر افراط در شرابخواری، دیگر نمی تواند شراب بنوشد، پس می‌بایست هشیار در جمع بنشیند و شاهد مستی دیگران باشد.

بینوا نوشته:

لطفا این نظرهای عالمانه را درج نکنید ما بیسواد ها نمی فهمیم به خدا زشت است !!!

شهرام بنازاده نوشته:

معنی این شعر همان مضمون زجری که در قفس میکشی سزای کفران نعمتی است که در باغ کرده ای
اینکه امروز هوشیار در میان مستان نشسته ای ، تاوان شراب خوری های بی حساب گذشته است.

بهروز نوشته:

درود بر شمس الحق عزیز برای حضور مفیدتان در پهنۀ گنجور

شمس الحق نوشته:

دوست ناشناس محترم ، متأسفانه بخاطر ندارم کجا ، ای بسا که شنیده باشم و نخوانده ام . بهترین تفسیر را جناب س ب فرموده اند. جناب بهروز خان لطف دارید ، مرحمت شما زیاد .
……
بعدالتحریر : برخی از عزیزان که از حقیر با ذکر نام یاد کرده اند ، یاداشت کرده بودم که پاسخ بدهم و به بی ادبی متهم نشوم .

الیاس نوشته:

کفاره شرابخوریهای بی حساب مخموردرمیانه مستان نشستن است پس ازاینکه مدت زیادی شراب مصرف شود(شرابخوریهای بی حساب) ،شخص ،معتاد به الکل میشود!،واگرالکل مصرف نکندخماراست!ودیگر مستان که شراب میخورند…وبه این مخمور(بدلیل بدمستیهای گذشته اش!) شراب نمیدهند..وخماراست. ..صائب شاعر بسیار واقع بینیست…!

هاشم نوشته:

بیت صائب فقط در مورد شراب، صادق و صائب نیست.
یعنی تنها مخصوص شراب خواری نیست.
شما وقت را از دست بده بعد پشیمانی درو می کنی.
ولخرجی کن بعد درمانده می شوی.
قدر زندگی دنیا را ندان حسرت نصیب ابدی ات هست.
و چیزهای دیگر.

رهگذر نوشته:

تک بیت نیست.

آسودگی به کنج قناعت نشستن است
سیر بهشت در گره چشم بستن است
هشیاریی است عقل که مستی است چاره اش
بدمستیی است توبه که عذرش شکستن است
ماهی به شکر بحر سراپا زبان شده است
غافل که حد شکر، لب از شکر بستن است
طفلی است راه خانه خود کرده است گم
هر ناقصی که در صدد عیب جستن است
شوخی به این کمال نبوده است هیچ گاه
خال تو چون سپند درانداز جستن است
ما از شکست توبه محابا نمی کنیم
چون زلف، حسن توبه ما در شکستن است
کفاره شراب خوریهای بی حساب
هشیار در میانه مستان نشستن است
غافل مشو ز مرگ که در چشم اهل هوش
موی سفید، رشته به انگشت بستن است
درمان ما که سوخته ایم از فراق می
چون داغ لاله در دل ساغر نشستن است
بستن به گوشه دل عشاق، خویش را
دامان خود به شهپر جبریل بستن است
صائب به زیر چرخ فکندن بساط عیش
در رهگذار سیل، فراغت نشستن است

اپیکور نوشته:

متضادِ مستی، هوشیاری نیست
مخموری به منظورِ کفاره دادن، اصطلاحِ بهتری است
مخمور بر در میخانه خفتن، زجرِ بیشتری دارد، چون داخلِ میخانه هم مستان، هستند و افسوس را بیشتر می کند:)

حسن نوشته:

این بیت دو‌ معنی می‌تونه داشته باشه ،یکی اینکه شراب خواری بیش از حد آدم رو به جایی می‌رسونه که به اندازه دیگران تاثیری روی اون نمی‌ذاره و در واقع با شراب مست نمیشه و هوشیار باقی میمونه در صورتی که دیگران مست میشن ، ویا اینکه بر اثر مصرف بی حساب شراب مشکلی واسش پیش میاد که دگ قادر به نوشیدن شراب نیست مثل بیماری که من فکر می‌کنم گذینه اول نزدیک‌تر به مقصود شاعر باشه

مهدی نوشته:

کفاره ی شراب خواری بی حساب…
مخمور در میان رندان نشستن است…
این چیزارو خیلی سخت میشه گفت.. و درک خیلی کمی از این مطالب هست….. اما خب من میگم تا دریابد رندی..
رند اینجا به معنای فرد آگاه هست… هنگام مست بودن… اگر فردی توی جمع گل مصرف کرده باشه… اون فرد مست خواه نا خواه خراب میشه.. و موجبات خنده دیگران رو فراهم میکنه… چرا؟ چون آگاا نیست از حال خودش…

مهدی موسوی نوشته:

منظور از شراب خوریهای بی حساب، تفکر و زیاد دانستن وزیاد مطالعه کردن است و به طبع ان، در جمعیهای که اطلاعات همه کم است ، تقریبا مشکل بتوان اظهار نظر کرد و لب به سخن گشود و این کفاره زیاد دانستن میباشد که فرد از ان رنج خواهد برد

کانال رسمی گنجور در تلگرام