گنجور

غزل شمارهٔ ۹۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ساقی محجوب می باید شراب عشق را

آتش هموار می باید کباب عشق را

در حریم ما ندارد شمع بی فانوس راه

شاهد بی پرده می سوزد حجاب عشق را

تیشه ای در کار هستی می کنم چون کوهکن

چند دارم در پس کوه آفتاب عشق را

عالمی را آه دردآلود من دیوانه کرد

هیچ کافر نشنود بوی کباب عشق را!

از کمند رشته عمر ابد سر می کشید

خضر اگر می یافت ذوق پیچ و تاب عشق را

هر که را در مغز پیچیده است بوی عقل خام

می شناسد اندکی قدر گلاب عشق را

هر کسی را هست صائب قبله گاهی در جهان

برگزیدم از دو عالم من جناب عشق را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام