گنجور

غزل شمارهٔ ۹۰۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

غضب ستیزه گر و عقل قهرمان در خواب

شتر گسسته مهارست و ساربان در خواب

گذشت عمر چو آب روان و ما غافل

بنای خانه بر آب است و پاسبان در خواب

چگونه چشم تو در خواب حرف می گوید؟

ز شوق حرف زنم با تو آنچنان در خواب

اگر نه قوت سحرست، چشم یار چرا

کشیده دارد ز ابروی خود کمان در خواب؟

سواد شعر تو صائب جلای چشم دهد

ندیده است چنین سرمه اصفهان در خواب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام