گنجور

غزل شمارهٔ ۶۸۵۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل مرا به نگاهی ز من برآوردی

سخن نکرده مرا از سخن برآوردی

به روی گرم، دو صد شمع پای در گل را

نفس گداخته از انجمن برآوردی

چه سروها و چه شمشادها موزون را

به یک نسیم خرام از چمن برآوردی

به یک اشاره شهیدان غرقه در خون را

چو آفتاب ز صبح کفن برآوردی

ز میوه های بهشتی، هزار زاهد را

به جلوه دادن سیب ذقن برآوردی

به بوی زلف معنبر، غزال مشکین را

چو نافه موی کشان از ختن برآوردی

دل رمیده چه باشد، که ماه کنعان را

به شیوه های غریب از وطن برآوردی

گرفت شعله حسن تو رنگ نیلوفر

بنفشه تا ز گل و یاسمن برآوردی

به آب و رنگ عقیق تو چشم بد مرساد!

که خون ز چشم سهیل یمن برآوردی

عنان به خامه آتش زبان مده صائب

که دود از دل اهل سخن برآوردی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام